السيد جعفر السجادي

172

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

تعريف مىكنى و مثلا « حيوان و ناطق » و قهرا بايد امورى را انتخاب كنى كه مساوى با معرف يعنى انسان در مثل ما باشد ، نه كم و نه زياد و إلّا حدّ تام نخواهد بود و اگر فرض شود كه در دنيا نوع ديگرى باشد كه هم معانى حيوان ناطق را داشته باشد و هم معانى ديگر قهرا آن نوع انسان نخواهد بود و يك نوع موجود ديگر خواهد بود و كامل‌تر حاوى وجودات ديگر و بدين طريق هر چه معانى موجود در نوع زيادتر ، آن نوع كامل‌تر است . وى گويد عارفان هنگامى كه وجود مطلق مىگويند منظورشان وجودى است كه در هيچ حدى محدود و متعيّن نباشد بر خلاف وجود متعيّن ، مانند انسان ، فلك ، نفس و عقل اما وجود مطلق يعنى همهء اين‌ها پس كل اشيا است . زيرا وجود مطلق فاعل تمام مقيّدات و قيود است و قاهر است بر همهء مقيّدات و مبدأ تمام كمالات و فضايل است . و بالجمله مبدأ كل اشيا و فياض آن‌ها واجب الوجود است و آن كل اشيا است بر وجه ارفع و اعلى . وى سپس تمثيل ديگر آورده و گويد سياهى شديد در مرتبهء شدت شامل همهء سياهىهاى ضعيف است و همين‌طور يك مقدار بزرگ شامل همه مقادير كوچك‌تر از خود مىباشد اصل وجود هم بدين منوال است كه هر وجود كاملى شامل همهء مراتب ناقصهء مادون خود مىباشد و وجود اتم و اكمل كه فوق التمام است شامل همهء مراتب وجود است و همين حال را دارند علم ، قدرت ، اراده ، مشيت و ساير اوصاف كه هر يك مراتب دارند و مرتبهء كامل و بالا شامل مراتب مادون خود است . توحيد خاص - با توحيد خواص ، ملا صدرا گويد توحيد خاص مرتبهء حق اليقين است و رسيدن به اين مقام كه « لا مؤثر فى الوجود الا اللَّه » و اين‌كه وجود يك حقيقت است و آن عين حق تعالى است . و اين‌كه ماهيات امكانيه را وجود حقيقى نيست و موجوديت آن‌ها به انصباغ نور وجود است و ظاهر در همهء مظاهر و ماهيات و مشهود در همهء شؤونات و يقنيّات نيست مگر حقيقت وجود بلكه وجود حق به حسب تفاوت مظاهر و تعدد شؤون و تكثير حيثيات آن سبب نمود ممكنات است . و اين مظاهر و شؤونات تأصل وجودى ندارند . و بالجمله تعدد و تكثر و تكرار در مظاهر و مراياى وجود است نه در ذات وجود . « 1 » تهور - شجاع

--> ( 1 ) اسفار ، ج 2 ، سفر 1 ، ص 338 .